سلفی با دموکراسی
بیتا فیلم

«سلفی با دموکراسی» اثری ماورایی با چاشنی دفاع مقدس / عطشانی: بداخلاقی در سینمای ایران زیاد شده است!

علی عطشانی که با «سلفی با دموکراسی» جدیدترین اثر سینمایی‌اش در بخش بازار هفتادمین جشنواره فیلم برلین حضور دارد در گفتگو با سیدرضا منتظری خبرنگار اعزامی سینماپرس به این رویداد سینمایی از حواشی پیش آمده برای تولید این فیلم گفت؛ از چگونگی حمایت و سرمایه گذاری نهادهایی همچون انجمن سینمای انقلاب و دفاع مقدس و بنیاد سینمایی فارابی گرفته تا بی‌توجهی به این فیلم توسط اعضای هیأت انتخاب جشنواره فیلم فجر!

به گزارش بیتا فیلم، به نقل از سینماپرس، فیلم سینمایی «سلفی با دموکراسی» به تهیه‌کنندگی و کارگردانی علی عطشانی روز یکشنبه ۴ اسفندماه برابر با ۲۳ فوریه ساعت ۱۳ در سالن Cinemaxx 17 برلین برای نخستین بار اکران شد. در این فیلم که با حجم بالایی از جلوه‌های ویژه کامپیوتری، تجربه جدیدی در خاورمیانه محسوب می‌شود بازیگرانی همچون پولاد کیمیایی، پژمان بازغی، آتیلا پسیانی، سیما تیرانداز، نیما شاهرخ‌ شاهی، مهدی صبایی، قاسم زارع، کورش تهامی و… به ایفای نقش پرداخته‌اند.

«سلفی با دموکراسی» داستانی ماورایی دارد و روایت متفاوتی است از رزمندگان و شهدایی که در ۸ سال دفاع مقدس حضور داشته‌ اند؛ علی عطشانی گفتگویی خواندنی با سیدرضا منتظری انجام داده که ماحصل آن برای اطلاع بیشتر مخاطبان گرامی سینماپرس در ذیل نقل شده است.

اصولا تجربه ثابت کرده که در سینمای ایران ظرفیتی برای پرداختن به داستان‌های ماورایی و همینطور تولید فیلم‌های فانتزی وجود ندارد؛ ما در تلویزیون بعضا شاهد چنین اتفاق‌هایی به ویژه در مناسبت‌هایی نظیر ماه مبارک رمضان بوده‌ایم اما در سینما همواره کمتر به این عرصه ورود پیدا کردیم؛ «سلفی با دموکراسی» از این منظر فیلمی نو در سینمای ایران محسوب می‌شود آیا فکر نمی‌کنید این نو بودن به گونه‌ای باعث پس زدن مخاطب عام و عدم تمایلش برای تماشای فیلمِ‌تان شود؟

بنده معتقدم ورود به چنین فضاهایی همواره دل نگرانی‌های خاص خود را برای فیلمسازان به همراه دارد. اتفاقا ما بارها در زمان تولید و یا حتی پس و قبل از تولید با عوامل فیلم در مورد اینکه مخاطب چه واکنشی به فیلم خواهد داشت صحبت کرده‌ایم؛ تیم ما کاری کرده که در زمان «آقای الف» هم به شکلی دیگر انجام داده بود. ما در آن زمان اولین فیلم ۳ بعدی سینمای ایران را تولید کردیم اما بعد از آن کسی به سمت این فضا نرفت و چنین فیلمی را نساخت.

آنچه مهم است اینکه «سلفی با دموکراسی» یک کار نو به خصوص در حوزه تروکاژ سینمای کشورمان محسوب می‌شود. فیلمی که ترکیبی از رئال و انیمیشن است. ما واقعا زمان تولید مرحله بسیار سختی را پشت سر گذاشتیم و همواره نگران بودیم که شاید آنچه مدنظرمان است اتفاق نیفتد؛ به گونه‌ای ما باید از ۲ فیلتر رد می‌شدیم تا فیلمِ‌مان به نتیجه برسد! یکی اینکه ماحصل کار از نظر ساختاری بی‌نقص باشد و دیگر اینکه مردم از فیلم استقبال کنند. خوشبختانه ما سکانس‌های مردمی زیادی در فیلم داریم و کاملا به سمت فضای فانتزی نرفتیم و از این رو احساس می‌کنم «سلفی با دموکراسی» فیلمی شده که حال مخاطب را خوب می‌کند.

در میان برخی از خبرنگاران و منتقدان سینما معروف است که علی عطشانی همیشه دوست دارد اولین نفر باشد؛ اولین فیلم ۳ بعدی، اولین فیلم سینمایی ایران در هالیوود و حالا هم تجربه ای نو در حوزه جلوه های ویژه بصری، این اولین بودن از کجا ناشی می شود؟ اتفاقی است یا تعمدی در آن وجود دارد؟

من معتقدم همه اینطور هستند و دوست دارند همیشه کارهای نو انجام بدهند.

برخلاف شما من معتقدم همه اینطور نیستند و شاید نمونه واضح این ادعای بنده وفور فیلم‌های تکراری و کلیشه‌ای در سینمای ایران است!

بله شاید اینطور باشد؛ در هر حال این نوع کارها همیشه سختی‌های خاص خود را به همراه دارد؛ واقعا برای ما سخت بود که برویم و در هالیوود فیلم بسازیم. حالا برایمان سخت بود که بیش از ۶ ماه زمان تنها برای تروکاژ این فیلم صرف کنیم اما با این حال من خوشحالم که همه این سختی‌ها سرانجام به نتیجه می‌رسد. آنچه باعث خرسندی من است اینکه همه اتفاقات این فیلم در ایران انجام شده و ما زمانی که بخشی از پلان‌هایِ‌مان را برای یکی از سوپروایزرهای ایرانی که در کمپانی «والت دیسنی» کار می‌کند فرستادیم از دیدن این تصاویر شگفت‌زده شده بود و مدام سوال می‌کرد که چطور سینمای ایران به چنین توانمندی رسیده که چنین اثری را خلق می‌کند؟

نکته قابل تاملی که در «سلفی با دموکراسی» وجود دارد سرمایه‌گذاری انجمن سینمای انقلاب و دفاع مقدس و بنیاد سینمایی فارابی است؛ به خصوص اینکه چطور انجمن سینمای انقلاب و دفاع مقدس حاضر شده برای فیلمی که سرشار از فانتزی است سرمایه‌گذاری کند جای پرسش دارد؛ مایلم این سوال را بپرسم که همکاری شما با انجمن سینمای انقلاب و دفاع مقدس چطور شکل گرفت؟

نکته اینجا است که ما وقتی فیلمنامه‌مان را به انجمن سینمای انقلاب و دفاع مقدس ارائه کردیم با آن‌ها به توافق نرسیدیم و آن‌ها روی بخش‌هایی از فیلمنامه نظرات خاص خودشان را داشتند. البته من به دوستان حق می‌دهم که نتوانستند نظر قطعی خود را روی فیلمنامه اعلام کنند چرا که فیلمنامه «سلفی با دموکراسی» مانند یک شمشیر دو لبه بود! به همین دلیل ما مذاکراتِ‌مان را با جناب آقای عظیمی میرآبادی رها کردیم و رفتیم و فیلم را ساختیم و زمانی که فیلم آماده شد ایشان و تیمِ‌شان آمدند و فیلم را دیدند و از نتیجه کار بسیار راضی بودند و از فیلم خیلی خوششان آمد و قبول کردند که در فیلم مشارکت و سرمایه‌گذاری داشته باشند.

در مورد بنیاد سینمایی فارابی هم ما به آسانی به نتیجه نرسیدیم! شورای فیلمنامه این بنیاد چندین بار به فیلمنامه اصلاحاتی را وارد کرد و ما فیلمنامه را بازنویسی کردیم. آقای هادی نائیجی هم به عنوان رابط بنیاد سینمایی فارابی و مشاور مذهبی فیلمنامه با بنده همکاری داشتند. یکی از نگرانی‌هایی که وجود داشت این بود که این فیلم به سمت ادیان دیگر نرود؛ مثلا ما بهشت را به صورت بهشت مسیحیت نبینیم!

برای این اتفاق ما باید ریزه‌کاری‌های زیادی را رعایت می‌کردیم مثلا اگر کف زمین را طرح شطرنجی می‌کردیم تصوری دیگر از فیلم می‌شد و ما به این نتیجه رسیدیم که باید طرح اسلیمی اسلامی را داشته باشیم. خلاصه فیلمنامه چندین بار بازنویسی شد و حدود ۷-۸ ماه طول کشید تا فیلمنامه به تایید بنیاد سینمایی فارابی رسید. پیش‌تولید ما از مهرماه سال ۱۳۹۷ آغاز شد و حدود ۵ روز قبل، فیلم آماده نمایش شد.

این فیلم به نوعی در امتداد مسیر فیلم دیگر شما یعنی «دموکراسی در روز روشن» است. آیا می‌توان این اثر را نسخه دوم آن فیلم دانست؟

فضای این ۲ فیلم بسیار به یکدیگر شبیه هستند اما این فیلم نسخه دوم «دموکراسی در روز روشن» نیست. «سلفی با دموکراسی» بسیار پیشرفته‌تر از آن فیلم است. در این فیلم ما چه از نظر روایت و چه از نظر تروکاژ پیشرفت‌های بسیار بیشتری داشتیم.

اینجا در بازار هفتادمین جشنواره فیلم برلین چه اتفاقی برای فیلم افتاد؟

خوشبختانه ما با چند کمپانی از کشورهای بلژیک، آمریکا و … مذاکرات خوبی داشتیم اما آنچه برای ما بسیار مهم بود اینکه منتقدان و اهالی رسانه در وهله اول با فیلمِ‌مان آشنا شوند و فیلم را ببینند. متاسفانه در جشنواره فیلم فجر فیلم ما را نادیده گرفتند. البته نسخه‌ای که ما به هیأت انتخاب جشنواره دادیم بیش از ۵۰ درصدش به صورت پرده سبز بود و شنیده شد که آن‌ها از همین رو نتوانستند تصمیم درستی برای حضور یا عدم حضور فیلم در جشنواره فیلم فجر بگیرند.

برای اکران فیلم در داخل کشور چه برنامه‌ریزی کرده‌اید؟

ما درخواست اکران نوروزی دادیم؛ قرار بر این است که از هر ژانر و گونه‌ای یک فیلم در اکران نوروزی باشد و بی‌تردید ما در ژانر معناگرا فیلم دیگری نداریم که بتواند اکران نوروزی بگیرد و من امیدوارم یا با اکران نوروزی و یا حداقل با اکران دوم نوروز یا عید سعید فطر موافقت شود.

با توجه به شناختی که از ذائقه مخاطبان امروزی سینما دارید فکر می‌کنید در زمان اکران تا چه میزان استقبال از فیلمِ‌تان صورت گیرد؟

اصولا پدیده اکران آنقدر در کشور ما پیچیده است که هیچ تصور و اندیشه‌ای روی آن نمی‌توان داشت. امکان دارد برخی شرایط دست به دست هم دهند تا یک فیلم هر چقدر بد اما فروش خوبی داشته باشد یا بالعکس! اما من معتقدم مخاطب امروزی آنقدر فهیم است که وقتی آنونس فیلم ما و این سطح از تروکاژ را ببیند خود به خود ترغیب می‌شود به سینما برود.

جامعه مخاطبان فیلم شامل چه گروهی خواهد بود؟

مخاطب «سلفی با دمکوراسی» مخاطب عام است؛ این فیلم یک داستان برای مخاطب عام است و معتقدم فضایی با نمک دارد. ما در فیلم اِلِمان‌های مخاطب‌پسند قرار داده‌ایم. بی‌تردید تمامی کسانی که در پی تجربیات نو هستند و می‌خواهند بیشتر با آثار فانتزی و ماورایی آشنا شوند مخاطب فیلم ما خواهند بود. به هر حال سینما نیاز به هر نوع فیلمی دارد و چه خوب که فیلم ما بتواند این فرهنگ را در سینمای کشورمان جا بیندازد که باید هر فیلمی در هر سبک و فضایی تولید شود.

ما می‌خواهیم سینما را یک قدم بالاتر از آنچه هست ببریم اما متاسفانه همواره یک سری غرض‌ورزی‌های شخصی وجود دارد و برخی افراد دوست دارند که بنده نوعی چنین کاری را بکنم. من بارها شاهد بوده‌ام که برخی افراد رسما وقتی قرار است فیلم من را نقد کنند شخصیت مرا نقد می‌کنند! متاسفانه وضعیت نقد و انتقاد و خبررسانی در سینمای کشور ما بحرانی است. بنده معتقدم نقد فیلم باید مودبانه و تخصصی باشد اما فضای سینمای ما جوری شده که در آن بداخلاقی زیاد است. در هر صورت همه ما و همه کسانی که دلشان برای سینما می‌تپد باید به رشد و اعتلای سینما کمک کنیم. من امیدوارم بتوانیم کاری کنیم که این فیلم به خوبی دیده شود.

در نهایت مایلم این نکته را عنوان کنم که ای کاش همه ما با هم کمی مهربان‌تر باشیم، همدیگر را دشمن قلمداد نکنیم و دست در دست هم دهیم تا اتفاقات خوبی برای سینمای کشورمان بیفتد.


به اشتراک بگذارید

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *